...

بسم الله ...





عروسکش یادت نرود! بگذار بالای آخرین آجر ...


******************************

کتاب انجیل، هدیه ی پدر ...

مرد جوانی، از دانشکده فارغ التحصیل شد. ماهها بود که ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد. او  می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد.

بالاخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فرا خواند و به او گفت: من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست دارم. سپس یک جعبه به دست او داد. پسر، کنجکاو ولی ناامید، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا، که نام او روی آن طلاکوب شده بود، یافت. با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت: با تمام مال و دارایی که داری، یک انجیل به من می دهی؟ کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد.

سالها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد. خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده. مدتها در این فکر بود که پدرش، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند. از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود. اما قبل از اینکه اقدامی بکند روزی تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر، تمام اموال خود را به او بخشیده است. بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید.

هنگامی که به خانه پدر رسید، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد. اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت. در حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد. در کنار آن، یک برچسب با نام همان نمایشگاهی که ماشین مورد نظر او را داشت، به چشم می خورد. روی برچسب، تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است.



درمان غفلت زدگی ها ...

بسم الله ...

               نهج البلاغه - خطبه 153


هر كس بايد از كار خويش بهره گيرد، و انسان بينا كسى است كه به درستى شنيد و انديشه كرد، پس به درستى نگريست و آگاه شد و از عبرت‏ ها پند گرفت، سپس راه روشنى را پيمود و از افتادن در پرتگاه‏ ها و گم شدن در كوره راه ها دورى كرد و كوشيد تا عدالت را پاس دارد و براى گمراهان جاى اعتراض باقى نگذارد كه در حق سختگيرى كند يا در سخن حق تحريف روا دارد يا در گفتن سخن راست بترسد. پس بهوش باش اى شنونده و از خواب غفلت بيدار شو و از شتاب خود كم كن و در آنچه از زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر تو رسيده انديشه كن كه ناچار به انجام آن مى ‏باشى و راه فرارى وجود ندارد و با كسى كه رهنموده هاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به كار نمى‏ بندد و به جانب ديگرى تمايل دارد مخالفت كن و او را با آنچه براى خود پسنديده رها كن. فخر فروشى را واگذار و از مركب تكبّر فرود آى. به ياد قبر باش كه گذرگاه تو به سوى عالم آخرت است، كه همانگونه به ديگران پاداش دادى به تو پاداش مى‏ دهند و آن گونه كه كاشتى درو مى ‏كنى. آنچه امروز پيش مى‏ فرستى، فردا بر آن وارد مى‏ شوى، پس براى خود در سراى آخرت جايى آماده كن و چيزى پيش فرست. اى شنونده! هشدار، هشدار، اى غفلت زده بكوش، بكوش. هيچ كس جز خداى آگاه تو را با خبر نمى ‏سازد.