|
:. پرچیــــــــــن راز .: دورها آوایی ست که مرا می خواند ............
| ||
|
بسم الله ...
امام هادی (ع) تمام خصال پسندیده و نیکوی امامت در وجود مبارکشان جمع شده و فضیلت و دانش و صفات نیک در او کامل گشته بود، اخلاق او همه خارق العاده مانند اخلاق پدرانشان بود. هنگام شب رو به قبله می نمود و لحظه ای از عبادت باز نمی ایستاد، جبّه ای پشمینه می پوشید و بر حصیری سجاده خود را می گسترانید و
اگر بخواهیم خلق و خوی ایشان را بیان کنیم، کتابی طولانی خواهد شد.
" الخرائج، ج 2، قطب راوندی" ساقیا مستان سلامت می کنند جان به قربان کلامت می کنند سینه نورافشان به یاد و ذکر تو پایه ی ایمان ز طرز فکر تو ای بیان عاجز ز رفتار شده ای عیان یک ذره اسرارت شده جز تو مولا هادی منهاج کیست جامعه جز سری از معراج نیست جامعه یعنی حدیث رنج و غم اصل مطلب، گفتن بی بیش و کم ای زیارت جامعه آئینه ات صد هزاران جامعه در سینه ات گر بیانات تو یا هادی نبود معرفت را اصل و بنیادی نبود معرفت بر تو کجا و فهم من ذره ای از عشق کوثر سهم من هادیا ما جمله مستان توایم بهره مند مِی ز دستان توایم حق تویی و هو تویی هادی تویی غم تویی محنت تویی شادی تویی هادیا گر سامرایی ام کنی گر ز رحمت کربلایی ام کنی از برایت جان نثاری می کنم تا شهادت بی قراری می کنم "سید محمد میرهاشمی" [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 2:31 ] [ حسرت همیشگی ]
بسم الله ...
ديدگاه اسلام اسلام ديني فطري است و راستي نيز خواست فطرت است، پس اين دو پيوندي ناگسستني دارند و در روايات اسلامي با تعابير گوناگوني بر راستگويي مسلمانان تأكيد شده و آن را از اصول ايمان و تدين به حساب آورده اند. رسول اكرم (ص) مي فرمايد: «الصّدْقُ مُبارَك وَ الكِذْبُ مَشْؤُومٌ» راستي، مبارك و دروغ ناميمون است. اميرمؤمنان (ع)، راستگويي را قويترين پايه ايمان، ملاك دين و الهام از سوي خدا دانسته. مي فرمايد: «اَلصدقُ اقوي دَعائِمِ الايمانِ» راستي قويترين ركن ايمان است. «شَيئانِ هُما مِلاكُ الدّين؛ الصِّدْقُ وَ الْيقينُ» دو چيز ملاك دين است؛ راستي و يقين. «اِذا اَحَبَّ اللهُ عَبْداً الهَمَهُ الصِّدقَ» وقتي خدا بنده اي را دوست بدارد، راستي را به او الهام مي كند. حضرت صادق (ع) نيز مي فرمايد: «اِنَّ اللهَ لَمْ يبْعَثْ نبيا اِلّا بِصدقِ الْحَديثِ وَ اداء الاَمانَهِ اِلَي البَرِّ وَالفاجِِرِِ» خداوند هيچ پيامبري برنينگيخت جز با راستي و امانتداري نسبت به نيكوكار و بدكار. با اين وصف اگر بگوييم راستي و درستي شالوده دين و ايمان را تشكيل مي دهد و آن كه از اين خصلت زيبا و حياتي بركنار باشد در واقع دين در او بي ريشه است، سخن گزافي نگفته ايم. امام صادق (ع) به اين حقيقت تصريح كرده مي فرمايد: «لاتَنْظُروُا الي طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سجودِهِ، فَاِنَّ ذلِكَ شَئءٌ قَدِ اعْتادَهُ وَ لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ لِذلِكَ ولكِنَ انْظُرُوا الي صدقِ حديثهِ وَ اَداءِ اَمانَتهِ» (براي شناخت تدين افراد) به طولاني شدن ركوع و سجده او نگاه نكنيد چرا كه به آن عادت كرده و اگر تركش كند، وحشت زده مي شود، ليكن به راستگويي و امانتداري او توجه كنيد. آثار راستگويي آثار ارزنده هر پديده اي بستگي به ارزش و اهميت آن دارد و چون راستي از اهميت بالايي برخوردار است، پيامدهاي ارزشمند و نيكويي دارد كه برخي از آنها به شرح زير است: الف ـ همراهي خدا: امام باقر (ع) : «اَلا فَاصْدُقُوا فَاِنَّ اللهَ مَعَ الصِّدْقِ» هان! راست بگوييد كه خدا با راستي است. ب ـ پاكي كردار: امام كاظم (ع): «مَنْ صَدَقَ لِسانُهُ زَكي عَمَلُهُ كسي كه زبانش راست بگويد، كردارش پاك مي شود. ج ـ نجات و سلامتي: اميرمؤمنان (ع): «عاقِبَهُ الصِّدقِ نَجاهٌ وَ سلامهٌ» فرجام راستگويي، نجات و سلامت است. اگر انسان راستگو بود و به اين وصف شناخته شد، مورد اعتماد مردم قرار مي گيرد و آنان، سخن او را درست مي شمارند و مي پذيرند، در اين صورت، اگر براي شخص صادق، گرفتاري پيش بيايد، امتياز راستگويي، سبب نجات او مي شود و از گرفتاري و خطر به سلامت مي گذرد. البته در جايي كه راستگويي خطر مهمتري براي او يا ديگران به بار مي آورد، راست گفتن واجب نيست و در صورت امكان بايد توريه كرد، گرچه راستگويي در هرحال مايه نيك فرجامي و نجات از عذاب الهي خواهد بود. د ـ بزرگي مقام: از اميرمؤمنان (ع) روايت شده: «عَليكَ بِالْصِّدقِ، فَمَنْ صَدَقَ في اَقوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ» بر تو باد به راستگويي، زيرا كسي كه در گفتارش صادق باشد، مقام و منزلتش بزرگ مي شود. ه ـ خير دنيا و آخرت: علي (ع) فرمود: «اَرْبَعٌ مَنْ اُعطِيهُنَّ فَقَدْ اُعطي خَيرَ الدُّنيا و الاخرِهِ، صِدْقُ حَديثٍ وَ اَداءُ اَمانَهٍ وَ عِفَّهُ بَطْنٍ وَ حُسْنُ خلقٍ» چهارچيز است،كه به هر كس بخشيده شده باشد، به تحقيق خير دنيا و آخرت به او بخشيده شده است: راستگويي، اداكردن امانت، نگهداري شكم (از حرام و مشتبه) و خوش اخلاقي. و ـ پاداش هاي اخروي: قرآن كريم مي فرمايد: «قالَ اللهُ هذا يومُ ينفَعُ الصّادِقينَ صِدقُهُمْ، لَهُم جنّاتٌ تجري مِنْ تحتِها الانهارُ خالِدينَ فيها اَبداً،رَضِي اللهُ عَنهم و رَضوُا عَنْهُ، ذلِكَ الفَوزُ العظيم»خداوند مي گويد: امروز روزي است كه راستي راستگويان به آنها سود مي بخشد، براي آنها باغهايي (از بهشت) است كه آب از زير (درختان) آن جريان دارد و جاودانه و براي هميشه در آن مي مانند، خداوند از آنها خشنود و آنها از خداوند خشنود خواهند بود و اين رستگاري بزرگي است. بنابراين آيه شريفه، آنان كه مسؤوليت و رسالت خود را انجام دادند و در دنيا، در گفتار و كردار صادق بوده و جز راه صدق و درستي نپيمودند، از كار خود بهره كافي خواهند برد و به رستگاري بزرگ كه خشنودي خداي سبحان است، دست خواهند يافت. صدق فتنه انگيز با همه قداست و ارزشي كه راستگويي دارد، بايد توجه داشت كه گاهي راستگويي مايه دردسر، ضرر و فساد مي گردد كه از ديدگاه اسلام كاري نادرست و ممنوع است؛ زيرا در پاره اي از موارد بر اثر راستگويي، اسراري كشف مي شود و در نتيجه، منشأ درگيري، فتنه انگيزي و گاه منجر به قتل و خونريزي مي گردد. در اين موارد، راستگویی لزومی ندارد، زیرا می تواند از بروز اختلاف و درگيري جلوگيري كند. پيامبر اكرم (ص) فرمود: «ثَلاثٌ يقْبَحُ فيهنَّ الصِّدقُ: النَّميمهُ و اِخبارُكَ الرَّجُلَ عَنْ اَهْلِهِ بِما يكْرَهُهُ، و تَكذيبُكَ الرَّجُلَ عَنِ الْخَبرِ»
راستگويي در سه چيز ناپسند است: سخن چيني، سخن گفتن با مرد درباره همسرش به چيزي كه او را ناخوش آيد. تكذيب خبري كه شخص مي دهد. همچنين امام صادق (ع) فرمود: «اگر درباره مسلماني از يك مسلمان سؤال شد و او راست بگويد و (به واسطه راستگويي) ضرري به آن مسلمان وارد سازد، از دروغگويان نوشته مي شود و اگر كسي درباره مسلماني از يك مسلمان سؤال كند و او دروغ بگويد و (به واسطه دروغگويي) منفعتي به او برساند، نزد خدا از راستگويان نوشته مي شود. معناي اين روايت اين است كه مؤمن بايد موقعيت سنج و زيرك باشد و نسبت ميان سخن و سود آن را بسنجد و طرف با اهميت را برگزيند نه اينكه براي سودجويي فردي يا گروهي، دروغ بگويد. پي نوشت ها: [1]. بحارالانوار، ج 77، ص 67. [2]. شرح غررالحكم، ج 2، ص 6. [3]. همان، ج 4، ص 184. [4]. همان، ج 3، ص 161. [5]. بحارالانوار، ج 71، ص 2. [6].سفينه البحار، ج 2، ص 18. [7]. بحارالانوار، ج 69، ص 386.
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:51 ] [ حسرت همیشگی ]
بسم الله ...
من دنیای دنیا پرستان را دوست ندارم .... حضرت فاطمه (س) ................................... خداوندا ... نام فاطمه (س) قلبمان را اندوهگین دردی به پهنای همه ی غربت و مظلومیت های عالم می کند. از تو می خواهیم در روزهای شهادت او و در شب های اندوه علی (ع) و فرزندان علی (ع) عشق را، شجاعت را، و پاکدامنی را از او بیاموزیم تا فاطمی شویم. خداوندا ... یادگار فاطمه (س) را بر ما برسان تا عقده ای که به طول تاریخ مظلومیت شیعه بر صفحه دل عاشقان فاطمه (س) داغی دردناک حک کرده، التیام بخشد ...
[ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 21:3 ] [ حسرت همیشگی ]
بسم الله ...
مرحوم شيخ عبدالزهرا كعبى - رحمة اللَّه - شبى در مورد كلمه لااله الااللَّه سخن مىگفت. مىفرمود: «آدم با زبان مىگويد لااله الا اللَّه، اما به هنگام گرفتارى، به سراغ همه مىرود مگر خدا. آدم مقروض وقتى مىخواهد قرضش را ادا كند، از همه كمك مىخواهد مگر خداى متعال. چنين كسى مؤمن است و به خداى متعال ايمان دارد، اما هنگامى كه به او مىگويند: آيا درِ خانه خدا هم رفتى يا نه، مىگويد: يادم نبود. چرا به ياد خدا نبوده است؟ از ياد بردن خدا نه تنها بهانه و حجت مناسبى نيست بلكه، دست كم شخص را سزاوار عتاب مىسازد.
منبع: سایت درس ها و حکایت ها
[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 20:28 ] [ حسرت همیشگی ]
بسم الله ... بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو بیا که غنچه دل وا نمی شود بی تو بر آی از افق ای آفتاب صبح امید که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو هزار چشمه جوشان به دشتها جاریست یکی روانه ی دریا نمی شود بی تو ز سرد مهری شبهای هجر دلتنگم بیا که عقده ی دل وا نمی شود بی تو بیا، بیا گره از کار عاشقان بگشای که عشق و عاطفه معنا نمی شود بی تو
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 3:2 ] [ حسرت همیشگی ]
دو برادر بودند، يكى عائله مند و
ديگرى مجرد. آن دو زمينى كشاورزى داشتند و در كاشت و برداشت
شريك بودند. زمان درو فرا رسيد و محصول را برداشتند و هر يك
سهم خود را جدا كرد. نيمه شبى برادر مجرد از خواب برخاست و با خود انديشيد كه برادر من عائله مند است و هزينه زندگى اش سنگين، اما من چندان خرجى ندارم. آنگاه بدون اينكه برادرش را از قصد خود آگاه كند مقدارى از سهم خود را به سهم برادرش افزود. همان شب برادر بزرگتر از خواب برخاسته، همانند برادرش در انديشه شد كه بار خود را بسته است، اما برادرش در ابتداى راه است و لذا بايد به او كمك كند. با اين انگيزه به سراغ محصول خود رفت و مقدارى از آن را برداشت و به خرمن برادر افزود. در اين صورت مى بايست تفاوتى در حجم محصول و وزن محصول آنها به وجود نمى آمد، زيرا هان مقدار كه از خرمن خود كم كرده بودند به آن اضافه شده بود، اما شگفت انگيز اينكه هر دو چون محصول خود را بررسى كردند سهم خود را بيش از آن چيزى يافتند كه بود. آن دو به وظيفه اخلاقى خود عمل كرده بودند، و خداى متعال از نيت آنان آگاه بوده و بنا به وعده تغييرناپذيرِ: «فَمَن يَعمَل مِثقَالَ ذَرَّة خَيراً يَرَهُ»؛ پس هر كه هموزن ذره اى نيكى كند [نتيجه] آن را خواهد ديد» هر دو را در اين جهان قبل از آخرت پاداش داد و در آخرت نيز از رحمت الهى برخوردار خواهند شد. [ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 2:39 ] [ حسرت همیشگی ]
بسم الله ...
فاطمه (س) ...
تو را فاطمه می خوانم، ای بریده از تمام بدی ها که وجودت آیینه ای است پاک شده از زنگارهای غبار. ای تصویر روشنائی ها ! ای پاک ترین آب ها، بی ذره ای گرد و کدورت ! و ای زلالی محض و شفافیّت مطلق ! تو را زهرا می گویم که خورشیدوار بر وسیع ترین افق آسمان می درخشی بی آنکه غروبی برای تو باشد. تو را مبارکه می سرایم که آوازه برکت و کرامتت، موج وار اقیانوس هفت آسمان را به تلاطم می آورد. تو را راضیه میخوانم که میان موج مصیب ها و سختی ها ایستاده ای و قایق زندگیت همواره بر راستای رضای پروردگارت حرکت کرد. مرضیه می گویمت بانو! که زیستن تو، سکوت و سخن تو، ایستادن و نشستن تو همه، همان بود که خدایت خواسته بود. تو را طاهره می نامم که ناب تر از شبنم های صبحگاهی بر گلبرگ تاریخ نشسته ای و پاک تر از همه بوستان های بهشت و زلال تر از کوثری. چگونه زبان با واژه های محدود، وجود بی انتهای تو را بسراید؟ ببخش بانو که بضاعتم اندک است و معرفتم محدود. از مجموعه نوشته های نجوای شبانه
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 2:27 ] [ حسرت همیشگی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||